مصرع نخست · شماره 217مجرد شد از آن جمله علایقشاعرعطاراثرآغاز سخنقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.214نشاید عشقبازی کردن آغاز#215فداکردی همه اندر ره عشق#216که تا بارش بود بر درگه عشق#217مجرد شد از آن جمله علایقانتخابشده218برو مکشوف شد جمله حقایق#219نظر افتادش اندر گوهر فقر#220گمان برد او که باشد رهبر فقر#دربارهٔ این سطرسطر شماره 217 از «آغاز سخن» است.سطر پیشینکه تا بارش بود بر درگه عشق→سطر بعدیبرو مکشوف شد جمله حقایق←