مصرع دوم · شماره 218برو مکشوف شد جمله حقایقشاعرعطاراثرآغاز سخنقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.215فداکردی همه اندر ره عشق#216که تا بارش بود بر درگه عشق#217مجرد شد از آن جمله علایق#218برو مکشوف شد جمله حقایقانتخابشده219نظر افتادش اندر گوهر فقر#220گمان برد او که باشد رهبر فقر#221زبان حال خواجه گفتش ای باب#دربارهٔ این سطرسطر شماره 218 از «آغاز سخن» است.سطر پیشینمجرد شد از آن جمله علایق→سطر بعدینظر افتادش اندر گوهر فقر←