مصرع نخست · شماره 25صد و چل سال عمرش بود آن پیرشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.22ضعیف و خسته نامش بود پیروز#23سیاهی بود اما دل سپید او#24ز رویش خلق بودی پر امید او#25صد و چل سال عمرش بود آن پیرانتخابشده26بدی او ساکنی با رای و تدبیر#27بسی اسرار سر معنوی داشت#28ز دید دوست پشت دل قوی داشت#دربارهٔ این سطرسطر شماره 25 از «حکایت» است.سطر پیشینز رویش خلق بودی پر امید او→سطر بعدیبدی او ساکنی با رای و تدبیر←