مصرع دوم · شماره 58نهان خویشتن آنجا عیان دیدشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.55چو از احوال یوسف بشنوید او#56ز بیهوشی در آن مجمع دوید او#57نظر کرد او جمال جاودان دید#58نهان خویشتن آنجا عیان دیدانتخابشده59بزد یک نعره و در پایش افتاد#60برآمد زو دمادم بانگ و فریاد#61خلایق جمله حیران ایستاده#دربارهٔ این سطرسطر شماره 58 از «حکایت» است.سطر پیشیننظر کرد او جمال جاودان دید→سطر بعدیبزد یک نعره و در پایش افتاد←