مصرع دوم · شماره 62در آنجا جمله گریان ایستادهشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.59بزد یک نعره و در پایش افتاد#60برآمد زو دمادم بانگ و فریاد#61خلایق جمله حیران ایستاده#62در آنجا جمله گریان ایستادهانتخابشده63برفت و پای یوسف بوسه داد#64زبان خویشتن در کام بگشاد#65که ای نور دوچشم و دیده و دل#دربارهٔ این سطرسطر شماره 62 از «حکایت» است.سطر پیشینخلایق جمله حیران ایستاده→سطر بعدیبرفت و پای یوسف بوسه داد←