مصرع دوم · شماره 32که نی جان دید او نی چشم ونی گوششاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.29نه بر ره بود نی ماه جهانتاب#30حقیقت گم شده او اندر آن تاب#31چنان حیران بماند و گشت مدهوش#32که نی جان دید او نی چشم ونی گوشانتخابشده33همه حیران شده دل نیز گم بود#34بجز عین فنا و ذات معبود#35نبد چیز دگر نی دست ونی پای#دربارهٔ این سطرسطر شماره 32 از «حکایت» است.سطر پیشینچنان حیران بماند و گشت مدهوش→سطر بعدیهمه حیران شده دل نیز گم بود←