مصرع نخست · شماره 35نبد چیز دگر نی دست ونی پایشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.32که نی جان دید او نی چشم ونی گوش#33همه حیران شده دل نیز گم بود#34بجز عین فنا و ذات معبود#35نبد چیز دگر نی دست ونی پایانتخابشده36همه ذرات بد نه جای و ماوای#37خدا بود و خدا باشد، خدابین#38خدا را در دو عالم رهنما بین#دربارهٔ این سطرسطر شماره 35 از «حکایت» است.سطر پیشینبجز عین فنا و ذات معبود→سطر بعدیهمه ذرات بد نه جای و ماوای←