مصرع دوم · شماره 42بمانده واله و حیران و شیداشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.39همه در پرده گم دید و یقین دوست#40حقیقت مغز گشته در عیان پوست#41جنون محض شد در پیر پیدا#42بمانده واله و حیران و شیداانتخابشده43زبانش در دهان خاموش او دید#44وجود خویشتن مدهوش او دید#45ز حیرت پای از سر میندانست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 42 از «حکایت» است.سطر پیشینجنون محض شد در پیر پیدا→سطر بعدیزبانش در دهان خاموش او دید←