مصرع دوم · شماره 44وجود خویشتن مدهوش او دیدشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.41جنون محض شد در پیر پیدا#42بمانده واله و حیران و شیدا#43زبانش در دهان خاموش او دید#44وجود خویشتن مدهوش او دیدانتخابشده45ز حیرت پای از سر میندانست#46دلم گم گشت و دیگر میندانست#47ز حیرت در یکی حق را عیان دید#دربارهٔ این سطرسطر شماره 44 از «حکایت» است.سطر پیشینزبانش در دهان خاموش او دید→سطر بعدیز حیرت پای از سر میندانست←