مصرع نخست · شماره 139چون شود گم آنگهی از دست توشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.136وارهی یکسر ز زهر و قهر باز#137گر ز شاه آمد ترا دری بدست#138جهد کن تا ندهیش آسان ز دست#139چون شود گم آنگهی از دست توانتخابشده140غم بود پیوسته هم پیوست تو#دربارهٔ این سطرسطر شماره 139 از «حکایت» است.سطر پیشینجهد کن تا ندهیش آسان ز دست→سطر بعدیغم بود پیوسته هم پیوست تو←