مصرع دوم · شماره 12سوی بازار جواهر رفت اوشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.9نور از رویش بگردون میشدی#10هر زمان حالش دگرگون میشدی#11بود یک روزی دوان در شهر او#12سوی بازار جواهر رفت اوانتخابشده13دید آنجا گه پر از مردم شده#14هر یکی بهر متاعی آمده#15دید آنجا که بسی جوهر ز دور#دربارهٔ این سطرسطر شماره 12 از «حکایت» است.سطر پیشینبود یک روزی دوان در شهر او→سطر بعدیدید آنجا گه پر از مردم شده←