مصرع نخست · شماره 29جوهری در دست خود بگرفته بودشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.26رفت آنجا و در آنجا بنگرید#27در میانه دید پیر جوهری#28داشت روئی همچو ماه و مشتری#29جوهری در دست خود بگرفته بودانتخابشده30راه از آن سودا همه بگرفته بود#31بانگ میزد بهر جوهر جوهری#32تا شود پیدا مر او را مشتری#دربارهٔ این سطرسطر شماره 29 از «حکایت» است.سطر پیشینداشت روئی همچو ماه و مشتری→سطر بعدیراه از آن سودا همه بگرفته بود←