مصرع نخست · شماره 53گفت یک نان تهی او را دهیدشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.50هست این جوهر از آن پادشا#51تو برو ورنه لگد ز اینجا خوری#52گشت دیوانه از آن پس جوهری#53گفت یک نان تهی او را دهیدانتخابشده54از غم این مرد مفلس وارهید#55تا شود او سیر از این گشنگی#56گفت دیوانه مکن آخر سگی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 53 از «حکایت» است.سطر پیشینگشت دیوانه از آن پس جوهری→سطر بعدیاز غم این مرد مفلس وارهید←