مصرع دوم · شماره 56گفت دیوانه مکن آخر سگیشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.53گفت یک نان تهی او را دهید#54از غم این مرد مفلس وارهید#55تا شود او سیر از این گشنگی#56گفت دیوانه مکن آخر سگیانتخابشده57گشت دیوانه عجایب بی قرار#58در میان خلق او بگریست زار#59گفت آخر من چواینهای دگر#دربارهٔ این سطرسطر شماره 56 از «حکایت» است.سطر پیشینتا شود او سیر از این گشنگی→سطر بعدیگشت دیوانه عجایب بی قرار←