مصرع نخست · شماره 55تا شود او سیر از این گشنگیشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.52گشت دیوانه از آن پس جوهری#53گفت یک نان تهی او را دهید#54از غم این مرد مفلس وارهید#55تا شود او سیر از این گشنگیانتخابشده56گفت دیوانه مکن آخر سگی#57گشت دیوانه عجایب بی قرار#58در میان خلق او بگریست زار#دربارهٔ این سطرسطر شماره 55 از «حکایت» است.سطر پیشیناز غم این مرد مفلس وارهید→سطر بعدیگفت دیوانه مکن آخر سگی←