مصرع نخست · شماره 57گشت دیوانه عجایب بی قرارشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.54از غم این مرد مفلس وارهید#55تا شود او سیر از این گشنگی#56گفت دیوانه مکن آخر سگی#57گشت دیوانه عجایب بی قرارانتخابشده58در میان خلق او بگریست زار#59گفت آخر من چواینهای دگر#60گم شوم مانند ایشان بی خبر#دربارهٔ این سطرسطر شماره 57 از «حکایت» است.سطر پیشینگفت دیوانه مکن آخر سگی→سطر بعدیدر میان خلق او بگریست زار←