مصرع دوم · شماره 64نیست کس اندر جهانم همدمیشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.61سعی باید کرد تا این نیز من#62جان فشانم چون ندارم چیز من#63جوهر سلطان بچنگ آرم دمی#64نیست کس اندر جهانم همدمیانتخابشده65گرچه بسیاری زدندش تازیان#66او نهاده بود جان اندر میان#67جوهری گفتا که ای دیوانه مرد#دربارهٔ این سطرسطر شماره 64 از «حکایت» است.سطر پیشینجوهر سلطان بچنگ آرم دمی→سطر بعدیگرچه بسیاری زدندش تازیان←