مصرع دوم · شماره 66او نهاده بود جان اندر میانشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.63جوهر سلطان بچنگ آرم دمی#64نیست کس اندر جهانم همدمی#65گرچه بسیاری زدندش تازیان#66او نهاده بود جان اندر میانانتخابشده67جوهری گفتا که ای دیوانه مرد#68این چرا کردی و این هرگز که کرد#69آن کسی باید که این بستاند او#دربارهٔ این سطرسطر شماره 66 از «حکایت» است.سطر پیشینگرچه بسیاری زدندش تازیان→سطر بعدیجوهری گفتا که ای دیوانه مرد←