مصرع دوم · شماره 68این چرا کردی و این هرگز که کردشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.65گرچه بسیاری زدندش تازیان#66او نهاده بود جان اندر میان#67جوهری گفتا که ای دیوانه مرد#68این چرا کردی و این هرگز که کردانتخابشده69آن کسی باید که این بستاند او#70کو ز مال و زر بسی بفشاند او#71در جهان چیزی نداری ای ضعیف#دربارهٔ این سطرسطر شماره 68 از «حکایت» است.سطر پیشینجوهری گفتا که ای دیوانه مرد→سطر بعدیآن کسی باید که این بستاند او←