مصرع نخست · شماره 85دید درویشی ضعیفی ناتوانشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.82پس کشانش آوریدند نزد شاه#83مرد دیوانه چو پیش شاه شد#84شاه هم از راز او آگاه شد#85دید درویشی ضعیفی ناتوانانتخابشده86بیدلی حیران و مشتی استخوان#87جمله سر تا قدم مجروح بود#88صورتی نامانده یعنی روح بود#دربارهٔ این سطرسطر شماره 85 از «حکایت» است.سطر پیشینشاه هم از راز او آگاه شد→سطر بعدیبیدلی حیران و مشتی استخوان←