مصرع دوم · شماره 250رنج و اندوهم تو از دل برکنیشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.247پادشاهان زیر دستان را برحم#248بخششی بروی کنند از روی رحم#249گر تو امروزم بجان رحمی کنی#250رنج و اندوهم تو از دل برکنیانتخابشده251سر نهادم در میان برخیز و رو#252بیش ازین با من چنین مستیز ورو#253سر بر و جوهر مرا ده این زمان#دربارهٔ این سطرسطر شماره 250 از «حکایت» است.سطر پیشینگر تو امروزم بجان رحمی کنی→سطر بعدیسر نهادم در میان برخیز و رو←