مصرع دوم · شماره 248بخششی بروی کنند از روی رحمشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.245پادشاهان جهان تا بودهاند#246جان و دلها را ز خود آسودهاند#247پادشاهان زیر دستان را برحم#248بخششی بروی کنند از روی رحمانتخابشده249گر تو امروزم بجان رحمی کنی#250رنج و اندوهم تو از دل برکنی#251سر نهادم در میان برخیز و رو#دربارهٔ این سطرسطر شماره 248 از «حکایت» است.سطر پیشینپادشاهان زیر دستان را برحم→سطر بعدیگر تو امروزم بجان رحمی کنی←