مصرع دوم · شماره 294از گمان آیم مگر سوی یقینشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.291گفت درویش آن زمان کای شهریار#292زود فرما تا برندم سوی دار#293طاقت جانم نماند از گفت این#294از گمان آیم مگر سوی یقینانتخابشده295شاه گفتا حاجبان خویش را#296زود جلادی بخوان درویش را#297زود باشید و ببازارش برید#دربارهٔ این سطرسطر شماره 294 از «حکایت» است.سطر پیشینطاقت جانم نماند از گفت این→سطر بعدیشاه گفتا حاجبان خویش را←