مصرع دوم · شماره 342زود باش از گفت خلقم وارهانشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.339پیش شاه آمدزمین را بوسه داد#340دست او بر دست دیگر برنهاد#341شاه را گفتا مرا تو جسم وجان#342زود باش از گفت خلقم وارهانانتخابشده343ای بتو نور دلم رخشان شده#344ای چو ماه اندر دلم تابان شده#345وارهان ما را و جوهر ده بمن#دربارهٔ این سطرسطر شماره 342 از «حکایت» است.سطر پیشینشاه را گفتا مرا تو جسم وجان→سطر بعدیای بتو نور دلم رخشان شده←