مصرع نخست · شماره 423شاه عالم مر ترا دردل نمودشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.420آن ترا پیوسته ناسوتی بود#421شاه دنیا گر وفاداری کند#422یکدمی دیگر گرفتاری کند#423شاه عالم مر ترا دردل نمودانتخابشده424روی خود در جان تو در گل نمود#425شاه جوهر در دلت گشته مقیم#426تو چنین افتاده اینجا ای سقیم#دربارهٔ این سطرسطر شماره 423 از «حکایت» است.سطر پیشینیکدمی دیگر گرفتاری کند→سطر بعدیروی خود در جان تو در گل نمود←