مصرع نخست · شماره 425شاه جوهر در دلت گشته مقیمشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.422یکدمی دیگر گرفتاری کند#423شاه عالم مر ترا دردل نمود#424روی خود در جان تو در گل نمود#425شاه جوهر در دلت گشته مقیمانتخابشده426تو چنین افتاده اینجا ای سقیم#427شاه و جوهر مر ترا حاصل شدست#428زین جهان راه تو زان واصل شدست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 425 از «حکایت» است.سطر پیشینروی خود در جان تو در گل نمود→سطر بعدیتو چنین افتاده اینجا ای سقیم←