مصرع دوم · شماره 426تو چنین افتاده اینجا ای سقیمشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.423شاه عالم مر ترا دردل نمود#424روی خود در جان تو در گل نمود#425شاه جوهر در دلت گشته مقیم#426تو چنین افتاده اینجا ای سقیمانتخابشده427شاه و جوهر مر ترا حاصل شدست#428زین جهان راه تو زان واصل شدست#429چند باشی بر تن و برجان خویش#دربارهٔ این سطرسطر شماره 426 از «حکایت» است.سطر پیشینشاه جوهر در دلت گشته مقیم→سطر بعدیشاه و جوهر مر ترا حاصل شدست←