مصرع نخست · شماره 429چند باشی بر تن و برجان خویششاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.426تو چنین افتاده اینجا ای سقیم#427شاه و جوهر مر ترا حاصل شدست#428زین جهان راه تو زان واصل شدست#429چند باشی بر تن و برجان خویشانتخابشده430بیش ازین منشین تو سرگردان خویش#431چند لرزی تو برین صورت کنون#432کی توانی گشت هرگز ذوفنون#دربارهٔ این سطرسطر شماره 429 از «حکایت» است.سطر پیشینزین جهان راه تو زان واصل شدست→سطر بعدیبیش ازین منشین تو سرگردان خویش←