مصرع نخست · شماره 9
سحری وصال تو از خدا به دعای شب طلبیده ام
شاعرسلمان ساوجیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 6
که چه باشد ار به وصالت این شب تیره را سحری کنی
# - 7
به زیارتی چه شود که بر سر خاکیان قدمی نهی
# - 8
به عیادتی چه زیان دهد که به حال ما نظری کنی؟
# - 9
سحری وصال تو از خدا به دعای شب طلبیده ام
انتخابشده - 10
مگر ای سحر نفسی زنی مگر ای دعا اثری کنی
# - 11
خجلم که چون برت آورم می لعل اشک و کباب دل
# - 12
اگر از درون خراب من طمعی به ما حضری کنی
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 9 از «غزل شماره ۳۷۷ - به صنوبر قد دلکشش اگر ای صبا گذری کنی ...» است.