مصرع نخست · شماره 7
ز تخیلی که به راه دین غم باطلم شده دلنشین
شاعربیدل دهلویدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 4
مژه بر هم آرم ازین وآن همه یک ورق کنم ازحیا
# - 5
چه کنم ز شوخی طبع دون ، قدحی نزد عرقم به خون
# - 6
که ببوسم آن لب لعل گون سحری شفق کنم ازحیا
# - 7
ز تخیلی که به راه دین غم باطلم شده دلنشین
انتخابشده - 8
به من این گمان نبرد یقین که خیال حق کنم از حیا
# - 9
چوز خاک لاله برون زند، قدح شکسته به خون زند
# - 10
هوسی اگربه جنون زند به همین نسق کنم ازحیا
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 7 از «غزل شماره ۳۲۸ - به نمود هستی بی اثر چه نقاب شق کنم از حیا...» است.