نثر · شماره 41
درین صورت که منم با پیل دمان بزنم و با شیر ژیان پنجه در افکنم پس مصلحت آن است ای پدر که سفر کنم کزین بیش طاقت بی نوایی نمی آرم
شاعرسعدیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 38
قضا همی بردش تا به سوی دانه دام
# - 39
رزق اگر چند بی گمان برسد
# - 40
شرط عقلست جستن از درها
# - 41
درین صورت که منم با پیل دمان بزنم و با شیر ژیان پنجه در افکنم پس مصلحت آن است ای پدر که سفر کنم کزین بیش طاقت بی نوایی نمی آرم
انتخابشده - 42
شب هر توانگری به سرایی همی روند
# - 43
درویش هر کجا که شب آمد سرای اوست
# - 44
هنرور چو بختش نباشد به کام
#