مصرع نخست · شماره 5
به تسلی دل بی صفا نبری زموعظه ماجرا
شاعربیدل دهلویدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 2
که به گرمیی نشد آشنا سر واعظ از زدن زنخ
# - 3
شده خلقی آینه دار دین به غرور فطرت عیب بین
# - 4
سر و برگ دیده وری ست این که ز خال می شمرند رخ
# - 5
به تسلی دل بی صفا نبری زموعظه ماجرا
انتخابشده - 6
که ز آب سیل گزک دود به سر جراحت پر وسخ
# - 7
چه سبب شد آینه طلب که دمید این همه تاب و تب
# - 8
که پر است از طرب و تعب سر مور تا به پر ملخ
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 5 از «غزل شماره ۹۰۷ - دم سرد بسته به پیش خود چقدر دماغ فسرده یخ...» است.