مولوی
غزلیات
مولوی / دیوان شمس / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
631غزل شماره ۶۳۱ - نومید مشو جانا کاومید پدید آمد...غزلنومید مشو جانا کاومید پدید آمد←632غزل شماره ۶۳۲ - عید آمد و عید آمد وان بخت سعید آمد...غزلعید آمد و عید آمد وان بخت سعید آمد←633غزل شماره ۶۳۳ - شمس و قمرم آمد سمع و بصرم آمد...غزلشمس و قمرم آمد سمع و بصرم آمد←634غزل شماره ۶۳۴ - نک ماه رجب آمد تا ماه عجب بیند...غزلنک ماه رجب آمد تا ماه عجب بیند←635غزل شماره ۶۳۵ - مستان می ما را هم ساقی ما باید...غزلمستان می ما را هم ساقی ما باید←636غزل شماره ۶۳۶ - بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید...غزلبمیرید بمیرید در این عشق بمیرید←637غزل شماره ۶۳۷ - برانید برانید که تا بازنمانید...غزلبرانید برانید که تا بازنمانید←638غزل شماره ۶۳۸ - ملولان همه رفتند در خانه ببندید...غزلملولان همه رفتند در خانه ببندید←639غزل شماره ۶۳۹ - آن سرخ قبایی که چو مه پار برآمد...غزلآن سرخ قبایی که چو مه پار برآمد←640غزل شماره ۶۴۰ - تا باد سعادت ز محمد خبر افکند...غزلتا باد سعادت ز محمد خبر افکند←641غزل شماره ۶۴۱ - در حلقه عشاق به ناگه خبر افتاد...غزلدر حلقه عشاق به ناگه خبر افتاد←642غزل شماره ۶۴۲ - در خانه نشسته بت عیار کی دارد...غزلدر خانه نشسته بت عیار کی دارد←643غزل شماره ۶۴۳ - در کوی خرابات مرا عشق کشان کرد...غزلدر کوی خرابات مرا عشق کشان کرد←644غزل شماره ۶۴۴ - تا نقش تو در سینه ما خانه نشین شد...غزلتا نقش تو در سینه ما خانه نشین شد←645غزل شماره ۶۴۵ - بار دگر آن آب به دولاب درآمد...غزلبار دگر آن آب به دولاب درآمد←646غزل شماره ۶۴۶ - بار دگر آن مست به بازار درآمد...غزلبار دگر آن مست به بازار درآمد←647غزل شماره ۶۴۷ - تدبیر کند بنده و تقدیر نداند...غزلتدبیر کند بنده و تقدیر نداند←648غزل شماره ۶۴۸ - ای قوم به حج رفته کجایید کجایید...غزلای قوم به حج رفته کجایید کجایید←649غزل شماره ۶۴۹ - بر چرخ سحرگاه یکی ماه عیان شد...غزلبر چرخ سحرگاه یکی ماه عیان شد←650غزل شماره ۶۵۰ - آن سرخ قبایی که چو مه پار برآمد...غزلآن سرخ قبایی که چو مه پار برآمد←651غزل شماره ۶۵۱ - مهتاب برآمد کلک از گور برآمد...غزلمهتاب برآمد کلک از گور برآمد←652غزل شماره ۶۵۲ - تدبیر کند بنده و تقدیر نداند...غزلتدبیر کند بنده و تقدیر نداند←653غزل شماره ۶۵۳ - چون بر رخ ما عکس جمال تو برآید...غزلچون بر رخ ما عکس جمال تو برآید←654غزل شماره ۶۵۴ - هر نکته که از زهر اجل تلختر آید...غزلهر نکته که از زهر اجل تلختر آید←655غزل شماره ۶۵۵ - از بهر خدا عشق دگر یار مدارید...غزلاز بهر خدا عشق دگر یار مدارید←656غزل شماره ۶۵۶ - مرغان که کنون از قفس خویش جدایید...غزلمرغان که کنون از قفس خویش جدایید←657غزل شماره ۶۵۷ - گر یک سر موی از رخ تو روی نماید...غزلگر یک سر موی از رخ تو روی نماید←658غزل شماره ۶۵۸ - بگو دل را که گرد غم نگردد...غزلبگو دل را که گرد غم نگردد←659غزل شماره ۶۵۹ - دلم امروز خوی یار دارد...غزلدلم امروز خوی یار دارد←660غزل شماره ۶۶۰ - نثرنا فی ربیع الوصل بالورد...غزلنثرنا فی ربیع الوصل بالورد←