مولوی
دفتر چهارم
مولوی / مثنوی معنوی / دفتر چهارم
فهرست متن
اشعار و آثار
31بخش ۳۱ - حکایت آن مرد تشنه کی از سر جوز بن جوز می ریخت در جوی آب کی در گو بود و به آب نمی رسید تا به افتادن جوز بانگ آب# بشنود و او را چو سماع خوش بانگ آب اندر طرب می آوردمثنویدر نغولی بود آب آن تشنه راند←32بخش ۳۲ - تهدید فرستادن سلیمان علیه السلام پیش بلقیس کی اصرار میندیش بر شرک و تاخیر مکنمثنویهین بیا بلقیس ورنه بد شود←33بخش ۳۳ - پیدا کردن سلیمان علیه السلام کی مرا خالصا لامر الله جهدست در ایمان تو یک ذره غرضی نیست مرا نه در نفس تو و حسن تو و نه در ملک تو خود بینی چون چشم جان باز شود به نوراللهمثنویهین بیا که من رسولم دعوتی←34بخش ۳۴ - باقی قصه ابراهیم ادهم قدس الله سرهمثنویبر سر تختی شنید آن نیک نام←35بخش ۳۵ - بقیه قصه اهل سبا و نصیحت و ارشاد سلیمان علیه السلام آل بلقیس را هر یکی را اندر خور خود و مشکلات دین و دل او و صید کردن هر جنس مرغ ضمیری به صفیر آن جنس مرغ و طعمه اومثنویقصه گویم از سبا مشتاق وار←36بخش ۳۶ - آزاد شدن بلقیس از ملک و مست شدن او از شوق ایمان و التفات همت او از همه ملک منقطع شدن وقت هجرت الا از تختمثنویچون سلیمان سوی مرغان سبا←37بخش ۳۷ - چاره کردن سلیمان علیه السلام در احضار تخت بلقیس از سبامثنویگفت عفریتی که تختش را به فن←38بخش ۳۸ - قصه یاری خواستن حلیمه از بتان چون عقیب فطام مصطفی را علیه السلام گم کرد و لرزیدن و سجده بتان و گواهی دادن ایشان بر عظمت کار مصطفی صلی الله علیه و سلممثنویقصه راز حلیمه گویمت←39بخش ۳۹ - حکایت آن پیر عرب کی دلالت کرد حلیمه را به استعانت به بتانمثنویپیرمردی پیشش آمد با عصا←40بخش ۴۰ - خبر یافتن جد مصطفی عبدالمطلب از گم کردن حلیمه محمد را علیه السلام و طالب شدن او گرد شهر و نالیدن او بر در کعبه و از حق درخواستن و یافتن او محمد را علیه السلاممثنویچون خبر یابید جد مصطفی←41بخش ۴۱ - نشان خواستن عبدالمطلب از موضع محمد علیه السلام کی کجاش یابم و جواب آمدن از اندرون کعبه و نشان یافتنمثنویاز درون کعبه آوازش رسید←42بخش ۴۲ - بقیه قصه دعوت رحمت بلقیس رامثنویخیز بلقیسا بیا و ملک بین←43بخش ۴۳ - مثل قانع شدن آدمی به دنیا و حرص او در طلب دنیا و غفلت او از دولت روحانیان کی ابنای جنس وی اند و نعره زنان کی یا لیت قومی یعلمونمثنویآن سگی در کو گدای کور دید←44بخش ۴۴ - بقیه عمارت کردن سلیمان علیه السلام مسجد اقصی را به تعلیم و وحی خدا جهت حکمتهایی کی او داند و معاونت ملایکه و دیو و پری و آدمی آشکارامثنویای سلیمان مسجد اقصی بساز←45بخش ۴۵ - قصه شاعر و صله دادن شاه و مضاعف کردن آن وزیر بوالحسن ناممثنویشاعری آورد شعری پیش شاه←46بخش ۴۶ - باز آمدن آن شاعر بعد چند سال به امید همان صله و هزار دینار فرمودن بر قاعده خویش و گفتن وزیر نو هم حسن نام شاه را کی این سخت بسیارست و ما را خرجهاست و خزینه خالیست و من او را بده یک آن خشنود کنممثنویبعد سالی چند بهر رزق و کشت←47بخش ۴۷ - مانستن بدرایی این وزیر دون در افساد مروت شاه به وزیر فرعون یعنی هامان در افساد قابلیت فرعونمثنویچند آن فرعون می شد نرم و رام←48بخش ۴۸ - نشستن دیو بر مقام سلیمان علیه السلام و تشبه کردن او به کارهای سلیمان علیه السلام و فرق ظاهر میان هر دو سلیمان و دیو خویشتن را سلیمان بن داود نام کردنمثنویورچه عقلت هست با عقل دگر←49بخش ۴۹ - درآمدن سلیمان علیه السلام هر روز در مسجد اقصی بعد از تمام شدن جهت عبادت و ارشاد عابدان و معتکفان و رستن عقاقیر در مسجدمثنویهر صباحی چون سلیمان آمدی←50بخش ۵۰ - آموختن پیشه گورکنی قابیل از زاغ پیش از آنک در عالم علم گورکنی و گور بودمثنویکندن گوری که کمتر پیشه بود←51بخش ۵۱ - قصه صوفی کی در میان گلستان سر به زانو مراقب بود یارانش گفتند سر برآور تفرج کن بر گلستان و ریاحین و مرغان و آثار رحمهالله تعالیمثنویصوفیی در باغ از بهر گشاد←52بخش ۵۲ - قصه رستن خروب در گوشه مسجد اقصی و غمگین شدن سلیمان علیه السلام از آن چون به سخن آمد با او و خاصیت و نام خود بگفتمثنویپس سلیمان دید اندر گوشه ای←53بخش ۵۳ - بیان آنک حصول علم و مال و جاه بدگوهران را فضیحت اوست و چون شمشیریست کی افتادست به دست راه زنمثنویبدگهر را علم و فن آموختن←54بخش ۵۴ - تفسیر یا ایها المزملمثنویخواند مزمل نبی را زین سبب←55بخش ۵۵ - در بیان آنک ترک الجواب جواب مقرر این سخن کی جواب الاحمق سکوت شرح این هر دو درین قصه است کی گفته می آیدمثنویبود شاهی بود او را بنده ای←56بخش ۵۶ - در تفسیر این حدیث مصطفی علیه السلام کی ان الله تعالی خلق الملائکه و رکب فیهم العقل و خلق البهائم و رکب فیها الشهوه و خلق بنی آدم و رکب فیهم العقل و الشهوه فمن غلب عقله شهوته فهو اعلی من الملائکه و من غلب شهوته عقله فهو ادنی من البهائممثنویدر حدیث آمد که یزدان مجید←57بخش ۵۷ - در تفسیر این آیت کی و اما الذین فی قلوبهم مرض فزادتهم رجسا و قوله یضل به کثیرا و یهدی به کثیرامثنویزانک استعداد تبدیل و نبرد←58بخش ۵۸ - چالیش عقل با نفس هم چون تنازع مجنون با ناقه میل مجنون سوی حره میل ناقه واپس سوی کره چنانک گفت مجنون هوا ناقتی خلفی و قدامی الهوی و انی و ایاها لمختلفانمثنویهم چو مجنون اند و چون ناقه ش یقین←59بخش ۵۹ - نوشتن آن غلام قصه شکایت نقصان اجری سوی پادشاهمثنویقصه کوته کن برای آن غلام←60بخش ۶۰ - حکایت آن فقیه با دستار بزرگ و آنک بربود دستارش و بانگ می زد کی باز کن ببین کی چه می بری آنگه ببرمثنوییک فقیهی ژنده ها در چیده بود←