مولوی
دفتر چهارم
مولوی / مثنوی معنوی / دفتر چهارم
فهرست متن
اشعار و آثار
61بخش ۶۱ - نصیحت دنیا اهل دنیا را به زبان حال و بی وفایی خود را نمودن به وفا طمع دارندگان ازومثنویگفت بنمودم دغل لیکن ترا←62بخش ۶۲ - بیان آنک عارف را غذاییست از نور حق کی ابیت عند ربی یطعمنی و یسقینی و قوله الجوع طعام الله یحیی به ابدان الصدیقین ای فی الجوع یصل طعام اللهمثنویزانک هر کره پی مادر رود←63بخش ۶۳ - تفسیر اوجس فی نفسه خیفه موسی قلنا لا تخف انک انت الا علیمثنویگفت موسی سحر هم حیران کنیست←64بخش ۶۴ - زجر مدعی از دعوی و امر کردن او را به متابعتمثنویبو مسیلم گفت خود من احمدم←65بخش ۶۵ - بقیه نوشتن آن غلام رقعه به طلب اجریمثنویرفت پیش از نامه پیش مطبخی←66بخش ۶۶ - حکایت آن مداح کی از جهت ناموس شکر ممدوح می کرد و بوی اندوه و غم اندرون او و خلاقت دلق ظاهر او می نمود کی آن شکرها لافست و دروغمثنویآن یکی با دلق آمد از عراق←67بخش ۶۷ - دریافتن طبیبان الهی امراض دین و دل را در سیمای مرید و بیگانه و لحن گفتار او و رنگ چشم او و بی این همه نیز از راه دل کی انهم جواسیس القلوب فجالسوهم بالصدقمثنویاین طبیبان بدن دانش ورند←68بخش ۶۸ - مژده دادن ابویزید از زادن ابوالحسن خرقانی قدس الله روحهما پیش از سالها و نشان صورت او سیرت او یک به یک و نوشتن تاریخ نویسان آن در جهت رصدمثنویآن شنیدی داستان بایزید←69بخش ۶۹ - قول رسول صلی الله علیه و سلم انی لاجد نفس الرحمن من قبل الیمنمثنویگفت زین سو بوی یاری می رسد←70بخش ۷۰ - نقصان اجرای جان و دل صوفی از طعام اللهمثنویصوفیی از فقر چون در غم شود←71بخش ۷۱ - آشفتن آن غلام از نارسیدن جواب رقعه از قبل پادشاهمثنویاین بیابان خود ندارد پا و سر←72بخش ۷۲ - کژ وزیدن باد بر سلیمان علیه السلام به سبب زلت اومثنویباد بر تخت سلیمان رفت کژ←73بخش ۷۳ - شنیدن شیخ ابوالحسن رضی الله عنه خبر دادن ابویزید را و بود او و احوال اومثنویهم چنان آمد که او فرموده بود←74بخش ۷۴ - رقعه دیگر نوشتن آن غلام پیش شاه چون جواب آن رقعه اول نیافتمثنوینامه دیگر نوشت آن بدگمان←75بخش ۷۵ - قصه آنک کسی به کسی مشورت می کرد گفتش مشورت با دیگری کن کی من عدوی توممثنویمشورت می کرد شخصی با کسی←76بخش ۷۶ - امیر کردن رسول علیه السلام جوان هذیلی را بر سریه ای کی در آن پیران و جنگ آزمودگان بودندمثنوییک سریه می فرستادش رسول←77بخش ۷۷ - اعتراض کردن معترضی بر رسول علیه السلام بر امیر کردن آن هذیلیمثنویچون پیمبر سروری کرد از هذیل←78بخش ۷۸ - جواب گفتن مصطفی علیه السلام اعتراض کننده رامثنویدر حضور مصطفای قندخو←79بخش ۷۹ - قصه سبحانی ما اعظم شانی گفتن ابویزید قدس الله سره و اعتراض مریدان و جواب این مر ایشان را نه به طریق گفت زبان بلک از راه عیانمثنویبا مریدان آن فقیر محتشم←80بخش ۸۰ - بیان سبب فصاحت و بسیارگویی آن فضول به خدمت رسول علیه السلاممثنویپرتو مستی بی حد نبی←81بخش ۸۱ - بیان رسول علیه السلام سبب تفضیل و اختیار کردن او آن هذیلی را به امیری و سرلشکری بر پیران و کاردیدگانمثنویحکم اغلب راست چون غالب بدند←82بخش ۸۲ - علامت عاقل تمام و نیم عاقل و مرد تمام و نیم مرد و علامت شقی مغرور لاشیمثنویعاقل آن باشد که او با مشعله ست←83بخش ۸۳ - قصه آن آبگیر و صیادان و آن سه ماهی یکی عاقل و یکی نیم عاقل وان دگر مغرور و ابله مغفل لاشی و عاقبت هر سهمثنویقصه آن آبگیرست ای عنود←84بخش ۸۴ - سر خواندن وضو کننده اوراد وضو رامثنویدر وضو هر عضو را وردی جدا←85بخش ۸۵ - شخصی به وقت استنجا می گفت اللهم ارحنی رائحه الجنه به جای آنک اللهم اجعلنی من التوابین واجعلنی من المتطهرین کی ورد استنجاست و ورد استنجا را به وقت استنشاق می گفت عزیزی بشنید و این را طاقت نداشتمثنویآن یکی در وقت استنجا بگفت←86بخش ۸۶ - قصه آن مرغ گرفته کی وصیت کرد کی بر گذشته پشیمانی مخور تدارک وقت اندیش و روزگار مبر در پشیمانیمثنویآن یکی مرغی گرفت از مکر و دام←87بخش ۸۷ - چاره اندیشیدن آن ماهی نیم عاقل و خود را مرده کردنمثنویگفت ماهی دگر وقت بلا←88بخش ۸۸ - بیان آنک عهد کردن احمق وقت گرفتاری و ندم هیچ وفایی ندارد کی لو ردوالعادوا لما نهوا عنه و انهم لکاذبون صبح کاذب وفا نداردمثنویعقل می گفتش حماقت با توست←89بخش ۸۹ - در بیان آنک وهم قلب عقلست و ستیزه اوست بدو ماند و او نیست و قصه مجاوبات موسی علیه السلام کی صاحب عقل بود با فرعون کی صاحب وهم بودمثنویعقل ضد شهوتست ای پهلوان←90بخش ۹۰ - بیان آنک عمارت در ویرانیست و جمعیت در پراکندگیست و درستی در شکست گیست و مراد در بی مرادیست و وجود در عدم است و علی هذا بقیه الاضداد والازواجمثنویآن یکی آمد زمین را می شکافت←