کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مولوی

دفتر ششم

مولوی / مثنوی معنوی / دفتر ششم

فهرست متن

اشعار و آثار

140 مورد
121بخش ۱۲۱ - رسیدن آن شخص به مصر و شب بیرون آمدن به کوی از بهر شبکوکی و گدایی و گرفتن عسس او را و مراد اوحاصل شدن از عسس بعد از خوردن زخم بسیار و عسی ان تکرهوا شیا و هو خیر لکم و قوله تعالی سیجعل الله بعد عسر یسرا و قوله علیه السلام اشتدی ازمه تنفرجی و جمیع القرآن و الکتب المنزله فی تقریر هذامثنویناگهانی خود عسس او را گرفت122بخش ۱۲۲ - بیان این خبر کی الکذب ریبه والصدق طمانینهمثنویقصه آن خواب و گنج زر بگفت123بخش ۱۲۳ - مثلمثنویگفت با درویش روزی یک خسی124بخش ۱۲۴ - بازگشتن آن شخص شادمان و مراد یافته و خدای را شکر گویان و سجده کنان و حیران در غرایب اشارات حق و ظهور تاویلات آن در وجهی کی هیچ عقلی و فهمی بدانجا نرسدمثنویباز گشت از مصر تا بغداد او125بخش ۱۲۵ - مکرر کردن برادران پند دادن بزرگین را و تاب ناآوردن او آن پند را و در رمیدن او ازیشان شیدا و بی خود رفتن و خود را در بارگاه پادشاه انداختن بی دستوری خواستن لیک از فرط عشق و محبت نه از گستاخی و لاابالی الی آخرهمثنویآن دو گفتندش که اندر جان ما126بخش ۱۲۶ - مفتون شدن قاضی بر زن جوحی و در صندوق ماندن و نایب قاضی صندوق را خریدن باز سال دوم آمدن زن جوحی بر امید بازی پارینه و گفتن قاضی کی مرا آزاد کن و کسی دیگر را بجوی الی آخر القصهمثنویجوحی هر سالی ز درویشی به فن127بخش ۱۲۷ - رفتن قاضی به خانه زن جوحی و حلقه زدن جوحی به خشم بر در و گریختن قاضی در صندوقی الی آخرهمثنویمکر زن پایان ندارد رفت شب128بخش ۱۲۸ - آمدن نایب قاضی میان بازار و خریداری کردن صندوق را از جوحی الی آخرهمثنوینایب آمد گفت صندوقت به چند129بخش ۱۲۹ - در تفسیر این خبر کی مصطفی صلوات الله علیه فرمود من کنت مولاه فعلی مولاه تا منافقان طعنه زدند کی بس نبودش کی ما مطیعی و چاکری نمودیم او را چاکری کودکی خلم آلودمان هم می فرماید الی آخرهمثنویزین سبب پیغامبر با اجتهاد130بخش ۱۳۰ - باز آمدن زن جوحی به محکمه قاضی سال دوم بر امید وظیفه پارسال و شناختن قاضی او را الی اتمامهمثنویبعد سالی باز جوحی از محن131بخش ۱۳۱ - باز آمدن به شرح قصه شاه زاده و ملازمت او در حضرت شاهمثنویشاه زاده پیش شه حیران این132بخش ۱۳۲ - در بیان آنک دوزخ گوید کی قنطره صراط بر سر اوست ای ممن از صراط زودتر بگذر زود بشتاب تا عظمت نور تو آتش ما را نکشد جز یا ممن فان نورک اطفاء ناریمثنویزآتش عاشق ازین رو ای صفی133بخش ۱۳۳ - متوفی شدن بزرگین از شه زادگان و آمدن برادر میانین به جنازه برادر کی آن کوچکین صاحب فراش بود از رنجوری و نواختن پادشاه میانین را تا او هم لنگ احسان شد ماند پیش پادشاه صد هزار از غنایم غیبی و غنی بدو رسید از دولت و نظر آن شاه مع تقریر بعضهمثنویکوچکین رنجور بود و آن وسط134بخش ۱۳۴ - وسوسه ای کی پادشاه زاده را پیدا شد از سبب استغنایی و کشفی کی از شاه دل او را حاصل شده بود و قصد ناشکری و سرکشی می کرد شاه را از راه الهام و سر شاه را خبر شد دلش درد کرد روح او را زخمی زد چنانک صورت شاه را خبر نبود الی آخرهمثنویچون مسلم گشت بی بیع و شری135بخش ۱۳۵ - خطاب حق تعالی به عزرائیل علیه السلام کی ترا رحم بر کی بیشتر آمد ازین خلایق کی جانشان قبض کردی و جواب دادن عزرائیل حضرت رامثنویحق به عزرائیل می گفت ای نقیب136بخش ۱۳۶ - کرامات شیخ شیبان راعی قدس الله روحه العزیزمثنویهم چو آن شیبان که از گرگ عنید137بخش ۱۳۷ - رجوع کردن به قصه پروردن حق تعالی نمرود را بی واسطه مادر و دایه در طفلیمثنویحاصل آن روضه چو باغ عارفان138بخش ۱۳۸ - رجوع کردن بدان قصه کی شاه زاده بدان طغیان زخم خورد از خاطر شاه پیش از استکمال فضایل دیگر از دنیا برفتمثنویقصه کوته کن که رای نفس کور139بخش ۱۳۹ - وصیت کردن آن شخص کی بعد از من او برد مال مرا از سه فرزند من کی کاهل ترستمثنویآن یکی شخص به وقت مرگ خویش140بخش ۱۴۰ - مثلمثنویآنچنان که گفت مادر بچه را