سلمان ساوجی
غزلیات
سلمان ساوجی / دیوان اشعار / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
61غزل شماره ۶۱ - تا در سرم، ز زلف تو، سودا فتاده است...غزلتا در سرم، ز زلف تو، سودا فتاده است←62غزل شماره ۶۲ - تا زماه طلعتت، طرف نقاب، افتاده است...غزلتا زماه طلعتت، طرف نقاب، افتاده است←63غزل شماره ۶۳ - روزی از رویت، مگر طرف نقاب، افتاده است...غزلروزی از رویت، مگر طرف نقاب، افتاده است←64غزل شماره ۶۴ - خواب مستی کرده چشمت، در خمار افتاده است ...غزلخواب مستی کرده چشمت، در خمار افتاده است←65غزل شماره ۶۵ - نه ز احوال دل بی خبرانت، خبری است...غزلنه ز احوال دل بی خبرانت، خبری است←66غزل شماره ۶۶ - بویی از خاک رهت، همره باد سحری است ...غزلبویی از خاک رهت، همره باد سحری است←67غزل شماره ۶۷ - مشنو، که مرا از درت، اندیشه دوری است ...غزلمشنو، که مرا از درت، اندیشه دوری است←68غزل شماره ۶۸ - بر سر کوی یقین، کعبه و بتخانه، یکی است ...غزلبر سر کوی یقین، کعبه و بتخانه، یکی است←69غزل شماره ۶۹ - حلقه زلف تو، سرمایه هر سودایی است ...غزلحلقه زلف تو، سرمایه هر سودایی است←70غزل شماره ۷۰ - باز جانم، هدف تیر کمان ابرویی است ...غزلباز جانم، هدف تیر کمان ابرویی است←71غزل شماره ۷۱ - جان من می رقصد از شادی، مگر یار آمدست ...غزلجان من می رقصد از شادی، مگر یار آمدست←72غزل شماره ۷۲ - در ازل، با تو مرا، شرط و قراری بودست ...غزلدر ازل، با تو مرا، شرط و قراری بودست←73غزل شماره ۷۳ - عاشقان را شوق مستی، از شرابی دیگرست ...غزلعاشقان را شوق مستی، از شرابی دیگرست←74غزل شماره ۷۴ - دل ز جا برخاست ما را، وصل او بر جا نشست ...غزلدل ز جا برخاست ما را، وصل او بر جا نشست←75غزل شماره ۷۵ - درون، ز غیر بپرداز و ساز، خلوت دوست ...غزلدرون، ز غیر بپرداز و ساز، خلوت دوست←76غزل شماره ۷۶ - مشک ریزان می جهد، باد صبا از کوی دوست ...غزلمشک ریزان می جهد، باد صبا از کوی دوست←77غزل شماره ۷۷ - من لاف چون زنم، که سرم را هوای توست ...غزلمن لاف چون زنم، که سرم را هوای توست←78غزل شماره ۷۸ - هست آرام دل، آن را که دلارامی هست ...غزلهست آرام دل، آن را که دلارامی هست←79غزل شماره ۷۹ - بی وفا می خواندم، آن بی وفا، پیداست کیست ...غزلبی وفا می خواندم، آن بی وفا، پیداست کیست←80غزل شماره ۸۰ - یار ما را یار بسیارست تا او یار کیست ...غزلیار ما را یار بسیارست تا او یار کیست←81غزل شماره ۸۱ - سرو خواند، با تو خود را راست، اما راست نیست ...غزلسرو خواند، با تو خود را راست، اما راست نیست←82غزل شماره ۸۲ - شب فراق تو را روز وصل، پیدا نیست ...غزلشب فراق تو را روز وصل، پیدا نیست←83غزل شماره ۸۳ - بیمار غمت را، بجز از صبر دوا نیست ...غزلبیمار غمت را، بجز از صبر دوا نیست←84غزل شماره ۸۴ - داغ سودای تو بر جان رهی تنها نیست ...غزلداغ سودای تو بر جان رهی تنها نیست←85غزل شماره ۸۵ - چشم من گوش خیالت دارد، اما خواب نیست ...غزلچشم من گوش خیالت دارد، اما خواب نیست←86غزل شماره ۸۶ - عاشق سر مست را، با دین و دنیا کار نیست ...غزلعاشق سر مست را، با دین و دنیا کار نیست←87غزل شماره ۸۷ - می کشم دردی که درمانیش، نیست ...غزلمی کشم دردی که درمانیش، نیست←88غزل شماره ۸۸ - بهار باغ و گل امروز، گوییا خوش نیست ...غزلبهار باغ و گل امروز، گوییا خوش نیست←89غزل شماره ۸۹ - دل می خرد حبیب و مرا این متاع نیست ...غزلدل می خرد حبیب و مرا این متاع نیست←90غزل شماره ۹۰ - درد عشق تو که جز جان منش، منزل نیست ...غزلدرد عشق تو که جز جان منش، منزل نیست←