سلمان ساوجی
غزلیات
سلمان ساوجی / دیوان اشعار / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
31غزل شماره ۳۱ - باز آمد ای بخت همایون به سعادت...غزلباز آمد ای بخت همایون به سعادت←32غزل شماره ۳۲ - در سرم زلف تو، سودا انداخت...غزلدر سرم زلف تو، سودا انداخت←33غزل شماره ۳۳ - به آستین ملالم مران، که من به ارادت...غزلبه آستین ملالم مران، که من به ارادت←34غزل شماره ۳۴ - خوشا! دلی که گرفتار زلف دلبند است...غزلخوشا! دلی که گرفتار زلف دلبند است←35غزل شماره ۳۵ - مرا ز هر دوجهان، حضرت تو، مقصود است...غزلمرا ز هر دوجهان، حضرت تو، مقصود است←36غزل شماره ۳۶ - هرکه از خود خبری دارد، ازو بی خبر است...غزلهرکه از خود خبری دارد، ازو بی خبر است←37غزل شماره ۳۷ - ترکم، عرب مثال، چنگ بر عذار بست ...غزلترکم، عرب مثال، چنگ بر عذار بست←38غزل شماره ۳۸ - من خراباتیم و باده پرست...غزلمن خراباتیم و باده پرست←39غزل شماره ۳۹ - غمزه بیمار یار، از ناتوانی خوشترست ...غزلغمزه بیمار یار، از ناتوانی خوشترست←40غزل شماره ۴۰ - دلی چو زلف تو سر تا به پای، جمله شکست ...غزلدلی چو زلف تو سر تا به پای، جمله شکست←41غزل شماره ۴۱ - گر بدین شیوه کند، چشم تو مردم را مست ...غزلگر بدین شیوه کند، چشم تو مردم را مست←42غزل شماره ۴۲ - ای دل شوریده جان، نیست شو از هر چه هست ...غزلای دل شوریده جان، نیست شو از هر چه هست←43غزل شماره ۴۳ - تا بر نخیزی، از سر دنیا و هر چه هست ...غزلتا بر نخیزی، از سر دنیا و هر چه هست←44غزل شماره ۴۴ - از کوی مغان، نیم شبی، ناله نی، خاست...غزلاز کوی مغان، نیم شبی، ناله نی، خاست←45غزل شماره ۴۵ - بیا که بی لب لعل تو، کار من، خام است...غزلبیا که بی لب لعل تو، کار من، خام است←46غزل شماره ۴۶ - تا بدیدم حلقه زلف تو، روز من، شب است...غزلتا بدیدم حلقه زلف تو، روز من، شب است←47غزل شماره ۴۷ - از بار فراق تو مرا، کار خراب است...غزلاز بار فراق تو مرا، کار خراب است←48غزل شماره ۴۸ - عاشقان را از جمالش، روز بازار امشب است...غزلعاشقان را از جمالش، روز بازار امشب است←49غزل شماره ۴۹ - تا به هوای تو دل، از سر جان، برنخاست...غزلتا به هوای تو دل، از سر جان، برنخاست←50غزل شماره ۵۰ - شب فراق، چو زلفت اگر چه تاریک است...غزلشب فراق، چو زلفت اگر چه تاریک است←51غزل شماره ۵۱ - من خیال یار دارم، گر کسی را بر دل است...غزلمن خیال یار دارم، گر کسی را بر دل است←52غزل شماره ۵۲ - مستی و عشق از ازل، پیشه و آیین ماست...غزلمستی و عشق از ازل، پیشه و آیین ماست←53غزل شماره ۵۳ - رفیقان! کاروان، امشب، روان است...غزلرفیقان! کاروان، امشب، روان است←54غزل شماره ۵۴ - چشم سر مست خوشت، فتنه هشیاران است...غزلچشم سر مست خوشت، فتنه هشیاران است←55غزل شماره ۵۵ - زلال جام خضر، دردی مدام من است...غزلزلال جام خضر، دردی مدام من است←56غزل شماره ۵۶ - این چه داغی است که از عشق تو بر جان من است ...غزلاین چه داغی است که از عشق تو بر جان من است←57غزل شماره ۵۷ - فراق روی تو از شرح و بسط، بیرون است ...غزلفراق روی تو از شرح و بسط، بیرون است←58غزل شماره ۵۸ - شب است و بادیه و دل، فتاده از راه است ...غزلشب است و بادیه و دل، فتاده از راه است←59غزل شماره ۵۹ - چشم مخمور تو در خواب مستی، خفته است...غزلچشم مخمور تو در خواب مستی، خفته است←60غزل شماره ۶۰ - امشب، چراغ مجلس ما، در گرفته است...غزلامشب، چراغ مجلس ما، در گرفته است←