سلمان ساوجی
غزلیات
سلمان ساوجی / دیوان اشعار / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
91غزل شماره ۹۱ - اگر غمی است مرا بر دل، از غمش غم نیست ...غزلاگر غمی است مرا بر دل، از غمش غم نیست←92غزل شماره ۹۲ - حاصلی، زین دور غم فرجام، نیست ...غزلحاصلی، زین دور غم فرجام، نیست←93غزل شماره ۹۳ - خسته باد آن دل، که از تیر جفایش خسته نیست ...غزلخسته باد آن دل، که از تیر جفایش خسته نیست←94غزل شماره ۹۴ - ما را بجز از عشق تو، در خانه کسی نیست ...غزلما را بجز از عشق تو، در خانه کسی نیست←95غزل شماره ۹۵ - سرو را، پیش قدت، منصب بالایی نیست ...غزلسرو را، پیش قدت، منصب بالایی نیست←96غزل شماره ۹۶ - هر که چون سروم، گل اندامی نداشت ...غزلهر که چون سروم، گل اندامی نداشت←97غزل شماره ۹۷ - تیر خدنگ غمزه ات، از جان ما گذشت ...غزلتیر خدنگ غمزه ات، از جان ما گذشت←98غزل شماره ۹۸ - چند گویم، در فراقت کابم از سر گذشت؟...غزلچند گویم، در فراقت کابم از سر گذشت؟←99غزل شماره ۹۹ - بر دل من تا خیال آن پری پیکر، گذشت ...غزلبر دل من تا خیال آن پری پیکر، گذشت←100غزل شماره ۱۰۰ - از سر دنیا و دین، مردانه در خواهم گذشت ...غزلاز سر دنیا و دین، مردانه در خواهم گذشت←101غزل شماره ۱۰۱ - آب چشمم راز دل، یک یک، به مردم، باز گفت ...غزلآب چشمم راز دل، یک یک، به مردم، باز گفت←102غزل شماره ۱۰۲ - هر که با، عشق آشنا شد، زحمت جان، بر نتافت ...غزلهر که با، عشق آشنا شد، زحمت جان، بر نتافت←103غزل شماره ۱۰۳ - دل، در برم گرفت و پی یار من برفت ...غزلدل، در برم گرفت و پی یار من برفت←104غزل شماره ۱۰۴ - بر سر کوی غمش، بی سروپا باید رفت ...غزلبر سر کوی غمش، بی سروپا باید رفت←105غزل شماره ۱۰۵ - باز دل سودای آن زنجیر مو، از سر گرفت ...غزلباز دل سودای آن زنجیر مو، از سر گرفت←106غزل شماره ۱۰۶ - سلطان عشق، ملک دل و دین، فرو گرفت ...غزلسلطان عشق، ملک دل و دین، فرو گرفت←107غزل شماره ۱۰۷ - سر، در رهش، نهادم و کاری به سر، نرفت ...غزلسر، در رهش، نهادم و کاری به سر، نرفت←108غزل شماره ۱۰۸ - آمد به برج عاشقان، ماه مبارک منزلت ...غزلآمد به برج عاشقان، ماه مبارک منزلت←109غزل شماره ۱۰۹ - هر آن حدیث که از عشق می کند، روایت ...غزلهر آن حدیث که از عشق می کند، روایت←110غزل شماره ۱۱۰ - ای جهان را چو مه عید، مبارک رویت ...غزلای جهان را چو مه عید، مبارک رویت←111غزل شماره ۱۱۱ - آن پری چهره که ما را نگران می دارد ...غزلآن پری چهره که ما را نگران می دارد←112غزل شماره ۱۱۲ - بیا که ملک جمال تو را، زوال مباد ...غزلبیا که ملک جمال تو را، زوال مباد←113غزل شماره ۱۱۳ - در ازل، عکس می لعل تو در جام، افتاد ...غزلدر ازل، عکس می لعل تو در جام، افتاد←114غزل شماره ۱۱۴ - تشنه خود را دمی، لعل تو، آبی نداد ...غزلتشنه خود را دمی، لعل تو، آبی نداد←115غزل شماره ۱۱۵ - تحریر شرح شوقت، طومار، بر نتابد ...غزلتحریر شرح شوقت، طومار، بر نتابد←116غزل شماره ۱۱۶ - اگر روزی، نگارم را سوی بستان، گذار افتاد ...غزلاگر روزی، نگارم را سوی بستان، گذار افتاد←117غزل شماره ۱۱۷ - نه تنها، بر سر کوی تو ما را، کار، می افتد ...غزلنه تنها، بر سر کوی تو ما را، کار، می افتد←118غزل شماره ۱۱۸ - من امروز، از میی مستم، که در ساغر نمی گنجد ...غزلمن امروز، از میی مستم، که در ساغر نمی گنجد←119غزل شماره ۱۱۹ - هر دمم، چهره به خون مژه، تر می گردد ...غزلهر دمم، چهره به خون مژه، تر می گردد←120غزل شماره ۱۲۰ - ترک چشم تو، که با تیر و کمان می گردد...غزلترک چشم تو، که با تیر و کمان می گردد←