کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سلمان ساوجی

غزلیات

سلمان ساوجی / دیوان اشعار / غزلیات

فهرست متن

اشعار و آثار

387 مورد
151غزل شماره ۱۵۱ - بر منت ناز و ستم، گرچه به غایت باشد...غزلبر منت ناز و ستم، گرچه به غایت باشد152غزل شماره ۱۵۲ - ما را که شور لعلش، در سر مدام باشد...غزلما را که شور لعلش، در سر مدام باشد153غزل شماره ۱۵۳ - اسیر بند گیسویت، کجا در بند جان باشد...غزلاسیر بند گیسویت، کجا در بند جان باشد154غزل شماره ۱۵۴ - صنمی اگر جفایی کند آن جفا نباشد...غزلصنمی اگر جفایی کند آن جفا نباشد155غزل شماره ۱۵۵ - ما را بجز خیالت، فکری دگر نباشد...غزلما را بجز خیالت، فکری دگر نباشد156غزل شماره ۱۵۶ - مستور در ایام تو معذور نباشد...غزلمستور در ایام تو معذور نباشد157غزل شماره ۱۵۷ - دل شکسته من تا به کی حزین باشد؟...غزلدل شکسته من تا به کی حزین باشد؟158غزل شماره ۱۵۸ - هر سینه کجا محرم اسرار تو باشد؟...غزلهر سینه کجا محرم اسرار تو باشد؟159غزل شماره ۱۵۹ - مجموع درونی که پریشان تو باشد ...غزلمجموع درونی که پریشان تو باشد160غزل شماره ۱۶۰ - چو زلف آن را که سودای تو باشد ...غزلچو زلف آن را که سودای تو باشد161غزل شماره ۱۶۱ - خوش دولتی است عشقت تا در سر که باشد...غزلخوش دولتی است عشقت تا در سر که باشد162غزل شماره ۱۶۲ - مرا که چون تو پری چهره دلبری باشد ...غزلمرا که چون تو پری چهره دلبری باشد163غزل شماره ۱۶۳ - شبهای فراقت را، آخر سحری باشد ...غزلشبهای فراقت را، آخر سحری باشد164غزل شماره ۱۶۴ - دلم را جز سر زلفت، دگر جایی نمی باشد ...غزلدلم را جز سر زلفت، دگر جایی نمی باشد165غزل شماره ۱۶۵ - مرا هوای تو از سر بدر نخواهد شد ...غزلمرا هوای تو از سر بدر نخواهد شد166غزل شماره ۱۶۶ - من چه دانستم که هجر یار چندین در کشد؟...غزلمن چه دانستم که هجر یار چندین در کشد؟167غزل شماره ۱۶۷ - یار به زنجیر زلف، باز مرا می کشد ...غزلیار به زنجیر زلف، باز مرا می کشد168غزل شماره ۱۶۸ - می کشم خود را و بازم دل بسویش می کشد ...غزلمی کشم خود را و بازم دل بسویش می کشد169غزل شماره ۱۶۹ - باد سحر از بوی تو دم زد، همه جان شد ...غزلباد سحر از بوی تو دم زد، همه جان شد170غزل شماره ۱۷۰ - آن جان عزیز نیست که در کار ما نشد ...غزلآن جان عزیز نیست که در کار ما نشد171غزل شماره ۱۷۱ - نظری کن که دل از جور فراقت خون شد ...غزلنظری کن که دل از جور فراقت خون شد172غزل شماره ۱۷۲ - نگارینا به صحرا رو، که بستان حله می پوشد ...غزلنگارینا به صحرا رو، که بستان حله می پوشد173غزل شماره ۱۷۳ - ز صبا سنبل او دوش به هم بر می شد ...غزلز صبا سنبل او دوش به هم بر می شد174غزل شماره ۱۷۴ - نمی دانم که نی چون من چرا بسیار می نالد؟...غزلنمی دانم که نی چون من چرا بسیار می نالد؟175غزل شماره ۱۷۵ - غوغای عشق دوشم، ناگاه بر سر آمد ...غزلغوغای عشق دوشم، ناگاه بر سر آمد176غزل شماره ۱۷۶ - جان چو بشنید که آن جان جهان باز آمد ...غزلجان چو بشنید که آن جان جهان باز آمد177غزل شماره ۱۷۷ - خوش آمد باد نوروزی، خوش آمد...غزلخوش آمد باد نوروزی، خوش آمد178غزل شماره ۱۷۸ - گل که خوش طلعت و خوشبو آمد...غزلگل که خوش طلعت و خوشبو آمد179غزل شماره ۱۷۹ - سلام حال بیماران رسانیدن صبا داند...غزلسلام حال بیماران رسانیدن صبا داند180غزل شماره ۱۸۰ - کسی که قصه درد مرا نمی داند...غزلکسی که قصه درد مرا نمی داند