سعدی
غزلیات
سعدی / دیوان اشعار / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
301غزل ۳۰۱ - هر شب اندیشه دیگر کنم و رای دگر...غزلهر شب اندیشه دیگر کنم و رای دگر←302غزل ۳۰۲ - به فلک می رسد از روی چو خورشید تو نور...غزلبه فلک می رسد از روی چو خورشید تو نور←303غزل ۳۰۳ - پروانه نمی شکیبد از دور...غزلپروانه نمی شکیبد از دور←304غزل ۳۰۴ - آن کیست که می رود به نخجیر...غزلآن کیست که می رود به نخجیر←305غزل ۳۰۵ - از همه باشد به حقیقت گزیر...غزلاز همه باشد به حقیقت گزیر←306غزل ۳۰۶ - ای پسر دلربا وی قمر دلپذیر...غزلای پسر دلربا وی قمر دلپذیر←307غزل ۳۰۷ - دل برگرفتی از برم ای دوست دست گیر...غزلدل برگرفتی از برم ای دوست دست گیر←308غزل ۳۰۸ - فتنه ام بر زلف و بالای تو ای بدر منیر...غزلفتنه ام بر زلف و بالای تو ای بدر منیر←309غزل ۳۰۹ - ما در این شهر غریبیم و در این ملک فقیر...غزلما در این شهر غریبیم و در این ملک فقیر←310غزل ۳۱۰ - ای به خلق از جهانیان ممتاز...غزلای به خلق از جهانیان ممتاز←311غزل ۳۱۱ - متقلب درون جامه ناز...غزلمتقلب درون جامه ناز←312غزل ۳۱۲ - بزرگ دولت آن کز درش تو آیی باز...غزلبزرگ دولت آن کز درش تو آیی باز←313غزل ۳۱۳ - برآمد باد صبح و بوی نوروز...غزلبرآمد باد صبح و بوی نوروز←314غزل ۳۱۴ - مبارکتر شب و خرمترین روز...غزلمبارکتر شب و خرمترین روز←315غزل ۳۱۵ - پیوند روح می کند این باد مشک بیز...غزلپیوند روح می کند این باد مشک بیز←316غزل ۳۱۶ - ساقی سیمتن چه خسبی خیز...غزلساقی سیمتن چه خسبی خیز←317غزل ۳۱۷ - بوی بهار آمد بنال ای بلبل شیرین نفس...غزلبوی بهار آمد بنال ای بلبل شیرین نفس←318غزل ۳۱۸ - امشب مگر به وقت نمی خواند این خروس...غزلامشب مگر به وقت نمی خواند این خروس←319غزل ۳۱۹ - هر که بی دوست می برد خوابش...غزلهر که بی دوست می برد خوابش←320غزل ۳۲۰ - یاری به دست کن که به امید راحتش...غزلیاری به دست کن که به امید راحتش←321غزل ۳۲۱ - آن که هلاک من همی خواهد و من سلامتش...غزلآن که هلاک من همی خواهد و من سلامتش←322غزل ۳۲۲ - خجلست سرو بستان بر قامت بلندش...غزلخجلست سرو بستان بر قامت بلندش←323غزل ۳۲۳ - هر که نازک بود تن یارش...غزلهر که نازک بود تن یارش←324غزل ۳۲۴ - هر که نامهربان بود یارش...غزلهر که نامهربان بود یارش←325غزل ۳۲۵ - کس ندیدست به شیرینی و لطف و نازش...غزلکس ندیدست به شیرینی و لطف و نازش←326غزل ۳۲۶ - دست به جان نمی رسد تا به تو برفشانمش...غزلدست به جان نمی رسد تا به تو برفشانمش←327غزل ۳۲۷ - چون برآمد ماه روی از مطلع پیراهنش...غزلچون برآمد ماه روی از مطلع پیراهنش←328غزل ۳۲۸ - رها نمی کند ایام در کنار منش...غزلرها نمی کند ایام در کنار منش←329غزل ۳۲۹ - خوشست درد که باشد امید درمانش...غزلخوشست درد که باشد امید درمانش←330غزل ۳۳۰ - زینهار از دهان خندانش...غزلزینهار از دهان خندانش←