سعدی
غزلیات
سعدی / دیوان اشعار / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
271غزل ۲۷۱ - بخت این کند که رای تو با ما یکی شود...غزلبخت این کند که رای تو با ما یکی شود←272غزل ۲۷۲ - آن که نقشی دیگرش جایی مصور می شود...غزلآن که نقشی دیگرش جایی مصور می شود←273غزل ۲۷۳ - هفته ای می رود از عمر و به ده روز کشید...غزلهفته ای می رود از عمر و به ده روز کشید←274غزل ۲۷۴ - چه سروست آن که بالا می نماید...غزلچه سروست آن که بالا می نماید←275غزل ۲۷۵ - نگفتم روزه بسیاری نپاید...غزلنگفتم روزه بسیاری نپاید←276غزل ۲۷۶ - به حسن دلبر من هیچ در نمی باید...غزلبه حسن دلبر من هیچ در نمی باید←277غزل ۲۷۷ - بخت بازآید از آن در که یکی چون تو درآید...غزلبخت بازآید از آن در که یکی چون تو درآید←278غزل ۲۷۸ - سروی چو تو می باید تا باغ بیاراید...غزلسروی چو تو می باید تا باغ بیاراید←279غزل ۲۷۹ - فراق را دلی از سنگ سختتر باید...غزلفراق را دلی از سنگ سختتر باید←280غزل ۲۸۰ - مرو به خواب که خوابت ز چشم برباید...غزلمرو به خواب که خوابت ز چشم برباید←281غزل ۲۸۱ - امیدوار چنانم که کار بسته برآید...غزلامیدوار چنانم که کار بسته برآید←282غزل ۲۸۲ - مرا چو آرزوی روی آن نگار آید...غزلمرا چو آرزوی روی آن نگار آید←283غزل ۲۸۳ - سرمست اگر درآیی عالم به هم برآید...غزلسرمست اگر درآیی عالم به هم برآید←284غزل ۲۸۴ - به کوی لاله رخان هر که عشقباز آید...غزلبه کوی لاله رخان هر که عشقباز آید←285غزل ۲۸۵ - کاروانی شکر از مصر به شیراز آید...غزلکاروانی شکر از مصر به شیراز آید←286غزل ۲۸۶ - اگر آن عهدشکن با سر میثاق آید...غزلاگر آن عهدشکن با سر میثاق آید←287غزل ۲۸۷ - نه چندان آرزومندم که وصفش در بیان آید...غزلنه چندان آرزومندم که وصفش در بیان آید←288غزل ۲۸۸ - که برگذشت که بوی عبیر می آید...غزلکه برگذشت که بوی عبیر می آید←289غزل ۲۸۹ - آن نه عشقست که از دل به دهان می آید...غزلآن نه عشقست که از دل به دهان می آید←290غزل ۲۹۰ - تو را سریست که با ما فرو نمی آید...غزلتو را سریست که با ما فرو نمی آید←291غزل ۲۹۱ - آنک از جنت فردوس یکی می آید...غزلآنک از جنت فردوس یکی می آید←292غزل ۲۹۲ - شیرین دهان آن بت عیار بنگرید...غزلشیرین دهان آن بت عیار بنگرید←293غزل ۲۹۳ - آفتابست آن پری رخ یا ملایک یا بشر...غزلآفتابست آن پری رخ یا ملایک یا بشر←294غزل ۲۹۴ - آمد گه آن که بوی گلزار...غزلآمد گه آن که بوی گلزار←295غزل ۲۹۵ - خفتن عاشق یکیست بر سر دیبا و خار...غزلخفتن عاشق یکیست بر سر دیبا و خار←296غزل ۲۹۶ - دولت جان پرورست صحبت آمیزگار...غزلدولت جان پرورست صحبت آمیزگار←297غزل ۲۹۷ - زنده کدامست بر هوشیار...غزلزنده کدامست بر هوشیار←298غزل ۲۹۸ - شرطست جفا کشیدن از یار...غزلشرطست جفا کشیدن از یار←299غزل ۲۹۹ - ای صبر پای دار که پیمان شکست یار...غزلای صبر پای دار که پیمان شکست یار←300غزل ۳۰۰ - یار آن بود که صبر کند بر جفای یار...غزلیار آن بود که صبر کند بر جفای یار←