کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سعدی

غزلیات

سعدی / دیوان اشعار / غزلیات

فهرست متن

اشعار و آثار

637 مورد
211غزل ۲۱۱ - امروز در فراق تو دیگر به شام شد...غزلامروز در فراق تو دیگر به شام شد212غزل ۲۱۲ - هر که شیرینی فروشد مشتری بر وی بجوشد...غزلهر که شیرینی فروشد مشتری بر وی بجوشد213غزل ۲۱۳ - دوش بی روی تو آتش به سرم بر می شد...غزلدوش بی روی تو آتش به سرم بر می شد214غزل ۲۱۴ - سرمست ز کاشانه به گلزار برآمد...غزلسرمست ز کاشانه به گلزار برآمد215غزل ۲۱۵ - ساعتی کز درم آن سرو روان بازآمد...غزلساعتی کز درم آن سرو روان بازآمد216غزل ۲۱۶ - روز برآمد بلند ای پسر هوشمند...غزلروز برآمد بلند ای پسر هوشمند217غزل ۲۱۷ - آن را که غمی چون غم من نیست چه داند...غزلآن را که غمی چون غم من نیست چه داند218غزل ۲۱۸ - آن سرو که گویند به بالای تو ماند...غزلآن سرو که گویند به بالای تو ماند219غزل ۲۱۹ - کسی که روی تو دیدست حال من داند...غزلکسی که روی تو دیدست حال من داند220غزل ۲۲۰ - دلم خیال تو را ره نمای می داند...غزلدلم خیال تو را ره نمای می داند221غزل ۲۲۱ - مجلس ما دگر امروز به بستان ماند...غزلمجلس ما دگر امروز به بستان ماند222غزل ۲۲۲ - حسن تو دایم بدین قرار نماند...غزلحسن تو دایم بدین قرار نماند223غزل ۲۲۳ - عیب جویانم حکایت پیش جانان گفته اند...غزلعیب جویانم حکایت پیش جانان گفته اند224غزل ۲۲۴ - گلبنان پیرایه بر خود کرده اند...غزلگلبنان پیرایه بر خود کرده اند225غزل ۲۲۵ - اینان مگر ز رحمت محض آفریده اند...غزلاینان مگر ز رحمت محض آفریده اند226غزل ۲۲۶ - درخت غنچه برآورد و بلبلان مستند...غزلدرخت غنچه برآورد و بلبلان مستند227غزل ۲۲۷ - آخر ای سنگ دل سیم زنخدان تا چند...غزلآخر ای سنگ دل سیم زنخدان تا چند228غزل ۲۲۸ - کاروان می رود و بار سفر می بندند...غزلکاروان می رود و بار سفر می بندند229غزل ۲۲۹ - پیش رویت دگران صورت بر دیوارند...غزلپیش رویت دگران صورت بر دیوارند230غزل ۲۳۰ - شاید این طلعت میمون که به فالش دارند...غزلشاید این طلعت میمون که به فالش دارند231غزل ۲۳۱ - تو آن نه ای که دل از صحبت تو برگیرند...غزلتو آن نه ای که دل از صحبت تو برگیرند232غزل ۲۳۲ - دو چشم مست تو کز خواب صبح برخیزند...غزلدو چشم مست تو کز خواب صبح برخیزند233غزل ۲۳۳ - روندگان مقیم از بلا نپرهیزند...غزلروندگان مقیم از بلا نپرهیزند234غزل ۲۳۴ - آفتاب از کوه سر بر می زند...غزلآفتاب از کوه سر بر می زند235غزل ۲۳۵ - بلبلی بی دل نوایی می زند...غزلبلبلی بی دل نوایی می زند236غزل ۲۳۶ - توانگران که به جنب سرای درویشند...غزلتوانگران که به جنب سرای درویشند237غزل ۲۳۷ - یار باید که هر چه یار کند...غزلیار باید که هر چه یار کند238غزل ۲۳۸ - بخرام بالله تا صبا بیخ صنوبر برکند...غزلبخرام بالله تا صبا بیخ صنوبر برکند239غزل ۲۳۹ - کسی که روی تو بیند نگه به کس نکند...غزلکسی که روی تو بیند نگه به کس نکند240غزل ۲۴۰ - چه کند بنده که بر جور تحمل نکند...غزلچه کند بنده که بر جور تحمل نکند