سعدی
غزلیات
سعدی / دیوان اشعار / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
181غزل ۱۸۱ - باد آمد و بوی عنبر آورد...غزلباد آمد و بوی عنبر آورد←182غزل ۱۸۲ - زنده شود هر که پیش دوست بمیرد...غزلزنده شود هر که پیش دوست بمیرد←183غزل ۱۸۳ - کدام چاره سگالم که با تو درگیرد...غزلکدام چاره سگالم که با تو درگیرد←184غزل ۱۸۴ - دلم دل از هوس یار بر نمی گیرد...غزلدلم دل از هوس یار بر نمی گیرد←185غزل ۱۸۵ - کسی به عیب من از خویشتن نپردازد...غزلکسی به عیب من از خویشتن نپردازد←186غزل ۱۸۶ - بگذشت و باز آتش در خرمن سکون زد...غزلبگذشت و باز آتش در خرمن سکون زد←187غزل ۱۸۷ - هشیار کسی باید کز عشق بپرهیزد...غزلهشیار کسی باید کز عشق بپرهیزد←188غزل ۱۸۸ - به حدیث درنیایی که لبت شکر نریزد...غزلبه حدیث درنیایی که لبت شکر نریزد←189غزل ۱۸۹ - آه اگر دست دل من به تمنا نرسد...غزلآه اگر دست دل من به تمنا نرسد←190غزل ۱۹۰ - از این تعلق بیهوده تا به من چه رسد...غزلاز این تعلق بیهوده تا به من چه رسد←191غزل ۱۹۱ - کی برست این گل خندان و چنین زیبا شد...غزلکی برست این گل خندان و چنین زیبا شد←192غزل ۱۹۲ - گر آن مراد شبی در کنار ما باشد...غزلگر آن مراد شبی در کنار ما باشد←193غزل ۱۹۳ - شورش بلبلان سحر باشد...غزلشورش بلبلان سحر باشد←194غزل ۱۹۴ - شب عاشقان بی دل چه شبی دراز باشد...غزلشب عاشقان بی دل چه شبی دراز باشد←195غزل ۱۹۵ - از تو دل برنکنم تا دل و جانم باشد...غزلاز تو دل برنکنم تا دل و جانم باشد←196غزل ۱۹۶ - سر جانان ندارد هر که او را خوف جان باشد...غزلسر جانان ندارد هر که او را خوف جان باشد←197غزل ۱۹۷ - نظر خدای بینان طلب هوا نباشد...غزلنظر خدای بینان طلب هوا نباشد←198غزل ۱۹۸ - با کاروان مصری چندین شکر نباشد...غزلبا کاروان مصری چندین شکر نباشد←199غزل ۱۹۹ - تا حال منت خبر نباشد...غزلتا حال منت خبر نباشد←200غزل ۲۰۰ - چه کسی که هیچ کس را به تو بر نظر نباشد...غزلچه کسی که هیچ کس را به تو بر نظر نباشد←201غزل ۲۰۱ - آن به که نظر باشد و گفتار نباشد...غزلآن به که نظر باشد و گفتار نباشد←202غزل ۲۰۲ - جنگ از طرف دوست دل آزار نباشد...غزلجنگ از طرف دوست دل آزار نباشد←203غزل ۲۰۳ - تو را نادیدن ما غم نباشد...غزلتو را نادیدن ما غم نباشد←204غزل ۲۰۴ - گر گویمت که سروی سرو این چنین نباشد...غزلگر گویمت که سروی سرو این چنین نباشد←205غزل ۲۰۵ - اگر سروی به بالای تو باشد...غزلاگر سروی به بالای تو باشد←206غزل ۲۰۶ - در پای تو افتادن شایسته دمی باشد...غزلدر پای تو افتادن شایسته دمی باشد←207غزل ۲۰۷ - تو را خود یک زمان با ما سر صحرا نمی باشد...غزلتو را خود یک زمان با ما سر صحرا نمی باشد←208غزل ۲۰۸ - مرا به عاقبت این شوخ سیمتن بکشد...غزلمرا به عاقبت این شوخ سیمتن بکشد←209غزل ۲۰۹ - تا کی ای دلبر دل من بار تنهایی کشد...غزلتا کی ای دلبر دل من بار تنهایی کشد←210غزل ۲۱۰ - خواب خوش من ای پسر دستخوش خیال شد...غزلخواب خوش من ای پسر دستخوش خیال شد←