سعدی
غزلیات
سعدی / دیوان اشعار / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
331غزل ۳۳۱ - هر که هست التفات بر جانش...غزلهر که هست التفات بر جانش←332غزل ۳۳۲ - هر که سودای تو دارد چه غم از هر که جهانش...غزلهر که سودای تو دارد چه غم از هر که جهانش←333غزل ۳۳۳ - خطا کردی به قول دشمنان گوش...غزلخطا کردی به قول دشمنان گوش←334غزل ۳۳۴ - قیامت باشد آن قامت در آغوش...غزلقیامت باشد آن قامت در آغوش←335غزل ۳۳۵ - یکی را دست حسرت بر بناگوش...غزلیکی را دست حسرت بر بناگوش←336غزل ۳۳۶ - رفتی و نمی شوی فراموش...غزلرفتی و نمی شوی فراموش←337غزل ۳۳۷ - گر یکی از عشق برآرد خروش...غزلگر یکی از عشق برآرد خروش←338غزل ۳۳۸ - دلی که دید که غایب شدست از این درویش...غزلدلی که دید که غایب شدست از این درویش←339غزل ۳۳۹ - گردن افراشته ام بر فلک از طالع خویش...غزلگردن افراشته ام بر فلک از طالع خویش←340غزل ۳۴۰ - هر کسی را هوسی در سر و کاری در پیش...غزلهر کسی را هوسی در سر و کاری در پیش←341غزل ۳۴۱ - گرم قبول کنی ور برانی از بر خویش...غزلگرم قبول کنی ور برانی از بر خویش←342غزل ۳۴۲ - یار بیگانه نگیرد هر که دارد یار خویش...غزلیار بیگانه نگیرد هر که دارد یار خویش←343غزل ۳۴۳ - به عمر خویش ندیدم شبی که مرغ دلم...غزلبه عمر خویش ندیدم شبی که مرغ دلم←344غزل ۳۴۴ - ساقی بده آن شراب گلرنگ...غزلساقی بده آن شراب گلرنگ←345غزل ۳۴۵ - گرم بازآمدی محبوب سیم اندام سنگین دل...غزلگرم بازآمدی محبوب سیم اندام سنگین دل←346غزل ۳۴۶ - مرا رسد که برآرم هزار ناله چو بلبل...غزلمرا رسد که برآرم هزار ناله چو بلبل←347غزل ۳۴۷ - جزای آن که نگفتیم شکر روز وصال...غزلجزای آن که نگفتیم شکر روز وصال←348غزل ۳۴۸ - چشم خدا بر تو ای بدیع شمایل...غزلچشم خدا بر تو ای بدیع شمایل←349غزل ۳۴۹ - بی دل گمان مبر که نصیحت کند قبول...غزلبی دل گمان مبر که نصیحت کند قبول←350غزل ۳۵۰ - من ایستاده ام اینک به خدمتت مشغول...غزلمن ایستاده ام اینک به خدمتت مشغول←351غزل ۳۵۱ - نشسته بودم و خاطر به خویشتن مشغول...غزلنشسته بودم و خاطر به خویشتن مشغول←352غزل ۳۵۲ - جانان هزاران آفرین بر جانت از سر تا قدم...غزلجانان هزاران آفرین بر جانت از سر تا قدم←353غزل ۳۵۳ - رفیق مهربان و یار همدم...غزلرفیق مهربان و یار همدم←354غزل ۳۵۴ - وقت ها یک دم برآسودی تنم...غزلوقت ها یک دم برآسودی تنم←355غزل ۳۵۵ - انتبه قبل السحر یا ذالمنام...غزلانتبه قبل السحر یا ذالمنام←356غزل ۳۵۶ - چو بلبل سحری برگرفت نوبت بام...غزلچو بلبل سحری برگرفت نوبت بام←357غزل ۳۵۷ - حکایت از لب شیرین دهان سیم اندام...غزلحکایت از لب شیرین دهان سیم اندام←358غزل ۳۵۸ - زهی سعادت من که م تو آمدی به سلام...غزلزهی سعادت من که م تو آمدی به سلام←359غزل ۳۵۹ - ساقیا می ده که مرغ صبح بام...غزلساقیا می ده که مرغ صبح بام←360غزل ۳۶۰ - شمع بخواهد نشست بازنشین ای غلام...غزلشمع بخواهد نشست بازنشین ای غلام←