اقبال لاهوری
ارمغان حجاز
اقبال لاهوری / ارمغان حجاز
فهرست متن
اشعار و آثار
271شتر را بچه او گفت در دشتسایرشتر را بچه او گفت در دشت←272پریدن از سر بامی به بامیسایرپریدن از سر بامی به بامی←273نگر خود را بچشم محرمانهسایرنگر خود را بچشم محرمانه←274نهنگی بچه خود را چه خوش گفتسایرنهنگی بچه خود را چه خوش گفت←275تو در دریا نئی او در بر تستسایرتو در دریا نئی او در بر تست←276نه از ساقی نه از پیمانه گفتمسایرنه از ساقی نه از پیمانه گفتم←277بخود باز او دامان دلی گیرسایربخود باز او دامان دلی گیر←278حرم جز قبله قلب و نظر نیستسایرحرم جز قبله قلب و نظر نیست←279حضور عالم انسانیسایردمیت احترام دمی←280بیا ساقی بیارن کهنه می راسایربیا ساقی بیارن کهنه می را←281یکی از حجره خلوت برونیسایریکی از حجره خلوت برونی←282زمانه فتنه ها ورد و بگذشتسایرزمانه فتنه هاورد و بگذشت←283بسا کس اندوه فردا کشیدندسایربسا کس اندوه فردا کشیدند←284چو بلبل ناله زاری نداریسایرچو بلبل ناله زاری نداری←285بیا بر خویش پیچیدن بیاموزسایربیا بر خویش پیچیدن بیاموز←286گله از سختی ایام بگذارسایرگله از سختی ایام بگذار←287کبوتر بچه خود را چه خوش گفتسایرکبوتر بچه خود را چه خوش گفت←288فتادی از مقام کبریائیسایرفتادی از مقام کبریائی←289خوشا روزی که خود را باز گیریسایرخوشا روزی که خود را باز گیری←290تو هم مثل من از خود در حجابیسایرتو هم مثل من از خود در حجابی←291چه خوش گفت اشتری با کره خویشسایرچه خوش گفت اشتری با کره خویش←292مرا یاد است از دانای افرنگسایرمرا یاد است از دانای افرنگ←293الا ای کشته نامحرمی چندسایرالا ای کشته نامحرمی چند←294دجود است اینکه بینی یا نمود استسایردجود است اینکه بینی یا نمود است←295به ضرب تیشه بشکن بیستون راسایربه ضرب تیشه بشکن بیستون را←296منه از کف چراغ رزو راسایرمنه از کف چراغرزو را←297دل دریا سکون بیگانه از تستسایردل دریا سکون بیگانه از تست←298دو گیتی را بخود باید کشیدنسایردو گیتی را بخود باید کشیدن←299به ما ای لاله خود را وانمودیسایربه ما ای لاله خود را وانمودی←300نگرید مرد از رنج و غم و دردسایرنگرید مرد از رنج و غم و درد←