اقبال لاهوری
ارمغان حجاز
اقبال لاهوری / ارمغان حجاز
فهرست متن
اشعار و آثار
331بگو ابلیس را از من پیامیسایربگو ابلیس را از من پیامی←332جهان تا از عدم بیرون کشیدندسایرجهان تا از عدم بیرون کشیدند←333جدائی شوق را روشن بصر کردسایرجدائی شوق را روشن بصر کرد←334ترا ازستان خود براندندسایرترا ازستان خود براندند←335تو می دانی صواب و ناصوابمسایرتو می دانی صواب و ناصوابم←336بیا تا نرد را شاهانه بازیمسایربیا تا نرد را شاهانه بازیم←337فساد عصر حاضر شکار استسایرفساد عصر حاضرشکار است←338به هر کو رهزنان چشم و گوش اندسایربه هر کو رهزنان چشم و گوش اند←339چه شیطانی خرامش واژگونیسایرچه شیطانی خرامش واژگونی←340چه زهرابی که در پیمانه اوستسایرچه زهرابی که در پیمانه اوست←341بشر تا از مقام خود فتاد استسایربشر تا از مقام خود فتاد است←342مشو نخچیر ابلیسان این عصرسایرمشو نخچیر ابلیسان این عصر←343حریف ضرب او مرد تمام استسایرحریف ضرب او مرد تمام است←344ز فهم دون نهادان گرچه دور استسایرز فهم دون نهادان گرچه دور است←345بیا تا کار این امت بسازیمسایربیا تا کار این امت بسازیم←346قلندر جره باز سمانهاسایرقلندر جره باز سمانها←347ز جانم نغمهء «الله هو» ریختسایرز جانم نغمهء «الله هو» ریخت←348چو اشک اندر دل فطرت تپیدمسایرچو اشک اندر دل فطرت تپیدم←349مرا از منطقید بوی خامیسایرمرا از منطقید بوی خامی←350بیا از من بگیرن دیر سالهسایربیا از من بگیرن دیر ساله←351بدست من همان دیرینه چنگ استسایربدست من همان دیرینه چنگ است←352بگو از من به پرویزان این عصرسایربگو از من به پرویزان این عصر←353فقیرم ساز و سامانم نگاهی استسایرفقیرم ساز و سامانم نگاهی است←354در دل را بروی کس نبستمسایردر دل را بروی کس نبستم←355درین گلشن ندارم ب و جاهیسایردرین گلشن ندارمب و جاهی←356دو صد دانا درین محفل سخن گفتسایردو صد دانا درین محفل سخن گفت←357ندانم نکته های علم و فن راسایرندانم نکته های علم و فن را←358نپنداری که مرغ صبح خوانمسایرنپنداری که مرغ صبح خوانم←359بچشم من جهان جز رهگذر نیستسایربچشم من جهان جز رهگذر نیست←360به این نابودمندی بودن آموزسایربه این نابودمندی بودن آموز←