شاه نعمت الله ولی
غزلیات
شاه نعمت الله ولی / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
301غزل شماره ۳۰۱ - نعمت الله حریف مستان است...غزلنعمت الله حریف مستان است←302غزل شماره ۳۰۲ - نعمت الله میر رندان است...غزلنعمت الله میر رندان است←303غزل شماره ۳۰۳ - میر میخانه ما سید سرمستان است...غزلمیر میخانه ما سید سرمستان است←304غزل شماره ۳۰۴ - عالم بدن است و عشق جان است...غزلعالم بدن است و عشق جان است←305غزل شماره ۳۰۵ - جانست که در بدن روانست...غزلجانست که در بدن روانست←306غزل شماره ۳۰۶ - میخانه سرای عاشقان است...غزلمیخانه سرای عاشقان است←307غزل شماره ۳۰۷ - رندی که حریف عاشقان است...غزلرندی که حریف عاشقان است←308غزل شماره ۳۰۸ - مقصود توئی نه این نه آنست...غزلمقصود توئی نه این نه آنست←309غزل شماره ۳۰۹ - میر میخانه ما سید سر مستانست...غزلمیر میخانه ما سید سر مستانست←310غزل شماره ۳۱۰ - عالم بدنست و عشق جانست...غزلعالم بدنست و عشق جانست←311غزل شماره ۳۱۱ - کشته حضرت او زنده جاویدانست...غزلکشته حضرت او زنده جاویدانست←312غزل شماره ۳۱۲ - کشته عشق تو دل زنده جاویدان است...غزلکشته عشق تو دل زنده جاویدان است←313غزل شماره ۳۱۳ - یاری که ز ملک آشنائی است...غزلیاری که ز ملک آشنائی است←314غزل شماره ۳۱۴ - جامی ز می پر از می در بزم ما روان است...غزلجامی ز می پر از می در بزم ما روان است←315غزل شماره ۳۱۵ - عشق جانان حیات جان من است...غزلعشق جانان حیات جان من است←316غزل شماره ۳۱۶ - یاد جانان میان جان من است...غزلیاد جانان میان جان من است←317غزل شماره ۳۱۷ - عشق جانان حیات جان من است...غزلعشق جانان حیات جان من است←318غزل شماره ۳۱۸ - گفتم که این جانان کیست ، جان گفت جانان منست...غزلگفتم که این جانان کیست ، جان گفت جانان منست←319غزل شماره ۳۱۹ - درد دردش دوای جان منست...غزلدرد دردش دوای جان منست←320غزل شماره ۳۲۰ - درد عشقش دوای جان من است...غزلدرد عشقش دوای جان من است←321غزل شماره ۳۲۱ - عشق جانان من غذای من است...غزلعشق جانان من غذای من است←322غزل شماره ۳۲۲ - در سراپرده جان خانه دلدار من است...غزلدر سراپرده جان خانه دلدار من است←323غزل شماره ۳۲۳ - در نظر آنکه نور چشم من است...غزلدر نظر آنکه نور چشم من است←324غزل شماره ۳۲۴ - نعمت الله جان و عالم چون تن است...غزلنعمت الله جان و عالم چون تن است←325غزل شماره ۳۲۵ - چشم ما از نور رویش روشنست...غزلچشم ما از نور رویش روشنست←326غزل شماره ۳۲۶ - چشم چراغ من ز نور روی جانان روشنست...غزلچشم چراغ من ز نور روی جانان روشنست←327غزل شماره ۳۲۷ - درد دل دارم و دوا این است...غزلدرد دل دارم و دوا این است←328غزل شماره ۳۲۸ - دردمندیم و آن دوا این است...غزلدردمندیم و آن دوا این است←329غزل شماره ۳۲۹ - کفر زلفش که رونق دین است...غزلکفر زلفش که رونق دین است←330غزل شماره ۳۳۰ - همه عالم حجاب حضرت اوست...غزلهمه عالم حجاب حضرت اوست←