شاه نعمت الله ولی
غزلیات
شاه نعمت الله ولی / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
361غزل شماره ۳۶۱ - میخانه دل طرب سرائیست...غزلمیخانه دل طرب سرائیست←362غزل شماره ۳۶۲ - هر شاهدی که بینم با او مرا هوائیست...غزلهر شاهدی که بینم با او مرا هوائیست←363غزل شماره ۳۶۳ - تن میرد و روح پاک باقی است...غزلتن میرد و روح پاک باقی است←364غزل شماره ۳۶۴ - دل جام جهان نمای شاهیست...غزلدل جام جهان نمای شاهیست←365غزل شماره ۳۶۵ - در این در به جز ما آشنا نیست...غزلدر این در به جز ما آشنا نیست←366غزل شماره ۳۶۶ - با آفتاب حسنش مه نزد او هلالی است...غزلبا آفتاب حسنش مه نزد او هلالی است←367غزل شماره ۳۶۷ - هرچه امروز حاصل ما نیست...غزلهرچه امروز حاصل ما نیست←368غزل شماره ۳۶۸ - عشق را خود قرار پیدا نیست...غزلعشق را خود قرار پیدا نیست←369غزل شماره ۳۶۹ - هر دل که به عشق مبتلا نیست...غزلهر دل که به عشق مبتلا نیست←370غزل شماره ۳۷۰ - چو میخانه سرائی هیچ جانیست...غزلچو میخانه سرائی هیچ جانیست←371غزل شماره ۳۷۱ - موجود حقیقی به جز از ذات خدا نیست...غزلموجود حقیقی به جز از ذات خدا نیست←372غزل شماره ۳۷۲ - جان ما بی عشق جانان هیچ نیست...غزلجان ما بی عشق جانان هیچ نیست←373غزل شماره ۳۷۳ - بی حضور عشق جانان راحت جان هیچ نیست...غزلبی حضور عشق جانان راحت جان هیچ نیست←374غزل شماره ۳۷۴ - شک به عدم نیست که او هیچ نیست...غزلشک به عدم نیست که او هیچ نیست←375غزل شماره ۳۷۵ - در دل هر که عشق جانان نیست...غزلدر دل هر که عشق جانان نیست←376غزل شماره ۳۷۶ - هر کرا درد نیست درمان نیست...غزلهر کرا درد نیست درمان نیست←377غزل شماره ۳۷۷ - غنچه باغ غیر خندان نیست...غزلغنچه باغ غیر خندان نیست←378غزل شماره ۳۷۸ - موحد در این ره به تقلید نیست...غزلموحد در این ره به تقلید نیست←379غزل شماره ۳۷۹ - بحریست بحر دل که کرانش پدید نیست...غزلبحریست بحر دل که کرانش پدید نیست←380غزل شماره ۳۸۰ - آن وتر که غیر او احد نیست...غزلآن وتر که غیر او احد نیست←381غزل شماره ۳۸۱ - دل ندارد هر که او را درد نیست...غزلدل ندارد هر که او را درد نیست←382غزل شماره ۳۸۲ - جان ندارد هر که جانانیش نیست...غزلجان ندارد هر که جانانیش نیست←383غزل شماره ۳۸۳ - یک قدم ازخویش بیرون نه که گامی بیش نیست...غزلیک قدم ازخویش بیرون نه که گامی بیش نیست←384غزل شماره ۳۸۴ - هر که را عشق نیست آنش نیست...غزلهر که را عشق نیست آنش نیست←385غزل شماره ۳۸۵ - عشق بازیست عشقبازی نیست...غزلعشق بازیست عشقبازی نیست←386غزل شماره ۳۸۶ - عشق را با کفر و ایمان کار نیست...غزلعشق را با کفر و ایمان کار نیست←387غزل شماره ۳۸۷ - او با تو ، تو را از او خبر نیست...غزلاو با تو ، تو را از او خبر نیست←388غزل شماره ۳۸۸ - خوشتر از ساغر می همدم نیست...غزلخوشتر از ساغر می همدم نیست←389غزل شماره ۳۸۹ - در حقیقت عشق را خود نام نیست...غزلدر حقیقت عشق را خود نام نیست←390غزل شماره ۳۹۰ - در هر دلی که مهر جمال حبیب نیست...غزلدر هر دلی که مهر جمال حبیب نیست←