شاه نعمت الله ولی
غزلیات
شاه نعمت الله ولی / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
391غزل شماره ۳۹۱ - می رود عمر عزیز ما دریغا چاره نیست...غزلمی رود عمر عزیز ما دریغا چاره نیست←392غزل شماره ۳۹۲ - موج دریائیم و هر دو غیر آبی هست نیست...غزلموج دریائیم و هر دو غیر آبی هست نیست←393غزل شماره ۳۹۳ - لطف آن سلطان ما را انتهائی هست نیست...غزللطف آن سلطان ما را انتهائی هست نیست←394غزل شماره ۳۹۴ - همچو این محجوب ما صاحب جمالی هست نیست...غزلهمچو این محجوب ما صاحب جمالی هست نیست←395غزل شماره ۳۹۵ - عشق را در مجلس عشاق ننگی هست نیست...غزلعشق را در مجلس عشاق ننگی هست نیست←396غزل شماره ۳۹۶ - هر کجا جامی است بی می هست نیست...غزلهر کجا جامی است بی می هست نیست←397غزل شماره ۳۹۷ - اندر این دل غیر دلبر هست نیست...غزلاندر این دل غیر دلبر هست نیست←398غزل شماره ۳۹۸ - هیچکس بی نعمت الله هست نیست...غزلهیچکس بی نعمت الله هست نیست←399غزل شماره ۳۹۹ - زاهدان را ذوق رندان هست نیست...غزلزاهدان را ذوق رندان هست نیست←400غزل شماره ۴۰۰ - روحها در روح اعظم فانی است...غزلروحها در روح اعظم فانی است←401غزل شماره ۴۰۱ - صحبت جانان من مجلس روحانی است...غزلصحبت جانان من مجلس روحانی است←402غزل شماره ۴۰۲ - شادمانم زانکه غمخوارم وی است...غزلشادمانم زانکه غمخوارم وی است←403غزل شماره ۴۰۳ - هرچه بینی جمله آیات وی است...غزلهرچه بینی جمله آیات وی است←404غزل شماره ۴۰۴ - هرکجا گنجیست ماری در وی است...غزلهرکجا گنجیست ماری در وی است←405غزل شماره ۴۰۵ - در نظر عالم چو جامی پر می است...غزلدر نظر عالم چو جامی پر می است←406غزل شماره ۴۰۶ - کنج دل گنجینه عشق وی است...غزلکنج دل گنجینه عشق وی است←407غزل شماره ۴۰۷ - ما را چو ز عشق راحتی هست...غزلما را چو ز عشق راحتی هست←408غزل شماره ۴۰۸ - مطرب عشق ساز ما بنواخت...غزلمطرب عشق ساز ما بنواخت←409غزل شماره ۴۰۹ - مطرب عشاق ساز ما نواخت...غزلمطرب عشاق ساز ما نواخت←410غزل شماره ۴۱۰ - لطف سازنده تا عیانم ساخت...غزللطف سازنده تا عیانم ساخت←411غزل شماره ۴۱۱ - آتش عشقش تمام عود وجودم بسوخت...غزلآتش عشقش تمام عود وجودم بسوخت←412غزل شماره ۴۱۲ - آتشی ظاهر شد و پیدا و پنهانم بسوخت...غزلآتشی ظاهر شد و پیدا و پنهانم بسوخت←413غزل شماره ۴۱۳ - آتش عشق تو دل در بر بسوخت...غزلآتش عشق تو دل در بر بسوخت←414غزل شماره ۴۱۴ - علم ما در کتاب نتوان یافت...غزلعلم ما در کتاب نتوان یافت←415غزل شماره ۴۱۵ - علم ما در کتاب نتوان یافت...غزلعلم ما در کتاب نتوان یافت←416غزل شماره ۴۱۶ - بی سبب وصل یار نتوان یافت...غزلبی سبب وصل یار نتوان یافت←417غزل شماره ۴۱۷ - بی درد دل ای دوست دوا را نتوان یافت...غزلبی درد دل ای دوست دوا را نتوان یافت←418غزل شماره ۴۱۸ - بلبل چو هوای گلستان یافت...غزلبلبل چو هوای گلستان یافت←419غزل شماره ۴۱۹ - جانم از درد دل دوائی یافت ...غزلجانم از درد دل دوائی یافت←420غزل شماره ۴۲۰ - دل ز جان بگذشت و جانان بازیافت...غزلدل ز جان بگذشت و جانان بازیافت←